رادمهررادمهر، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره

رادمهر رنجبران

يازده سالگي ات پر بار و پر از موفقيت 😘

پاساژ گردی

سلام گل پسری ، خوبی ؟ نمی دونی چقدر شیرین شدی ، حتی وقتی خوابی دلم برات تنگ میشه . دیروز با مانی (3تایی) رفتیم پاساژ گردی (برای اولین بار ) خیلی پسر خوبی بودی کمی خواب بودی وقتی هم بیدار شدی مغازه ها رو نگاه می کردی . راستی موهات داره میریزه و داری کچل می شی ها حسابی .   ...
21 دی 1390

70 روزگی

                                                   سلام پسرم خوبی مامانی ، دیگه حسابی احساس می کنم که از دور و برت سر در میاری ، دیروز شما رو گذاشتیم خون مامان جونینا و با بابایی رفتیم خرید ، در نبود ما خیلی آفا بودی گل پسرم وقتی هم برگشتیم تا مارو دیدی گریه کردی وقتی که بغلت کردم تو بغلم خوابت برد ناز نازی ، نمی دونی چقدر دلم برات تنگ شده بود که .     ...
17 دی 1390

این چند روز

سلام گل پسری خوبی مامانی خبری نیست روزای معمولی ، پنج شنبه رفتیم خونه عمه فرحناز و شمابا فاطمه کوچولو بازی کردی و جمعه هم برای اولین بار با بابایی رفتین بیرون تنهایی ، خونه مامان جون . دیروز هم مانی و دایی امیررضا اومدن خونمون و تو با امیررضا چه صحبت ها که نکردی ... از دیشب هم کلی با مامانی بازی کردی عزیزم .   ...
11 دی 1390

دو ماهگی گل پسر مامان

سلام گل پسرم بالاخره دو ماهت تموم شد مبارک باشه پسرم . دیروز سه تایی منو بابایی و پسری رفتیم مطب دکتر شهیدی برای چکاپ دو ماهگی ، دکتر همه چیرو بررسی کرد و همه چی خوب و نرمال ، خدا رو شکر. وزن 6.5 کیلوگرم ، قد 57.5 سانتی متر ، دور سر 39 . سیر تکاملی و رشد طبیعی و نرمال . امروز صبح هم با مانی جون رفتیم درمانگاه شفا گستر برای واکسن دو ماهگی ، الهی بمیرم انقدر گریه کردی و جیغ کشیدی که خدا می دونه، داشتم می مردم عزیز دلم . خانم دکتر برات پرونده تشکیل داد واکسن سه گانه ، هپاتیت و فلجاطفال رو برات زدن و رفت تا 4 ماهگی. ، الان باید خیلی مواظبت باشم تا تب نکنی و اگر تب کردی تب رو کنترل کنم تا بالا نره....
8 دی 1390