رادمهررادمهر15 سالگیت مبارک

رادمهر رنجبران

يازده سالگي ات پر بار و پر از موفقيت 😘

رادمهر و اتفاقات این چند روز

سلام پسری خوبی ناز نازی ؟ این چند روز خبری نبود فقط دیروز شما موندی پیش خاله و من رفتم بیمه و شرکت دنبال کارهام، کارهامو انجام دادم ولی نیمه کاره موند.دوستامو دیدم همه حالتو پرسیدن  ، مامانی ،دیگه یواش یواش باید آماده بشم برم سرکار (از اول اسفند) . برگشتم خونه 1.5 شده بود شما پسر خوبی بودی و خدا رو شکر زیاد خاله رو اذیت نکرده بودی . عصر هم بابایی که اومد ما رفتیم پایین دم در که با هم بریم خونه خاله مرجان آخه ساعت 2.5 پرواز داشتن برن مکه . رفتیم خونه شون واسه خداحافظی ، آخه صبح بهم گفت چون پروازمون شب افتاده نمی خواد با بچه پاشی بیای فرودگاه . یه ساعتی نشستیم و خداحافظی کردیم و برگشتیم خونه . ا...
20 بهمن 1390

رادمهر و نمایشگاه kitex و toyex

سلام پسری خوبی مامانی؟ نمایشگاه خوش گذشت ؟دیروز با مانی جون و خاله شیوا چهار تایی رفتیم نمایشگاه kitex (نمایشگاه نوزاد ،کودک، نوجوان) خیلی خوش گذشت یه چرخی زدیم یه مقدار خرید کردیم و برگشتیم خونه یادم رفته بود دوربین رو ببرم و اونجا ازت عکس بندازم بعداً خیلی ناراحت شدم  . جمعه هم با بابایی رفتیم نمایشگاه toyex(نمایشگاه دنیای اسباب بازی و سرگرمی)شما مونده بودی خونه مامان جون ، ما هم رفیتیم برای شما یه مقدار اسباب بازی و چند تا cd گرفتیم ، ایشااله بزرگ بشی آقا بشی با هم بریم اسباب بازی هایی رو که خودت دوست داری برات بگیریم . مامانی خبر دیگه ای هم نیست این روزا خیلی شیطون شدی شبا نمی خوابی و روزا هم چرت های کو...
16 بهمن 1390

گل پسر مامان رادمهر

  سلام گل پسری حالت چطوره ؟ منم خوبم . چند روزه که مامانو خیلی اذیت می کنی و شبا نمی خوابی . عیبی نداره عزیزم یواش یواش همه چی درست میشه . شنبه رفتیم مطب دکتر شهیدی برای چکاپ ماهانه . خوب سه ماهت تموم شد . خدا رو شکر همه چی خوب بود  . خبر دیگه ای هم نیست .راستی البته با تاخیر سه ماهگیت مبارک عزیزم .                     ...
11 بهمن 1390

رادمهر و مجله شهرزاد

سلام پسری ، خوبی مامانی ؟ امروز برای اولین بار رفتیم نمایشگاه سرگرمی های کودک و نوجوان تو پارک گفتگو ، شهرزاد هم طبق معمول که توی نمایشگاهها همیشه هست بود رفتم طرف غرفش دیدم که شهرزاد بهمن اومده با خوشحالی یکی گرفتم و نمایشگاه رو که برای شما چیزی نداشت و یه چرخی زدیم و برگشتیم خونه ، سریع شهرزاد و باز کردم و تو جشنواره عکسخند دنبال عکست گشتم که دیدم بلههههههههه عکس پسر کوچولوم بالاخره چاپ شد . مامانی من مجله شهرزادو خیلی دوست دارم از 4 سال پیش همه رو خریدم نگه داشتم و چند وقت یک دفعه دوباره از اول دونه دونه همه رو می خونم مثل الان که دوباره شروع کردم آخه برای همه سن ها مطلب داره و دایره مطالبش کامل و داره کامل تر میشه و خ...
7 بهمن 1390

85 روزگی

سلام گل پسر من ، عزیز من ،عشق من دیگه داری آقا ترین پسر دنیا میشی . عزیز دلم یه دنیا دوست دارم .   اینم چنگ هاییه که کشیدی به صورتت ، ناخونت خیلی تند تند رشد می کنه یه روز در میون دارم ناخن می گیرم .       ...
3 بهمن 1390

80 روزگی

سلام گل پسری ؟ خوبی مامانی ؟ دیروز با مانی رفتیم بیرون برات یه حساب مسکن جوانان باز کردم آخه منو بابایی دوست داشتیم یه پس اندازی داشته باشی . راستی شهرزاد دی رو بالاخره گرفتم طلسم شده بود دیگه همش بابایی یادش می رفت برام بگیره منم که بیرون نمیرم . این ماه هم عکس و وبلاگمونو چاپ نکردن،خیلی حالم گرفته شد دوباره عکس تو ایمیل می کنم براشون.   ...
28 دی 1390