رادمهررادمهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 روز سن داره

رادمهر رنجبران

يازده سالگي ات پر بار و پر از موفقيت 😘

تقدیم به پسر نازم

س لام پسر نازنازی مامان Filesize=254KB Dimensions=1600x1200 Date added=Oct 07, 2010" src="http://pichak.net/gallery/albums/userpics/10001/thumb_00033.jpg" alt="00033.jpg" width="160" height="120" border="0" /> این گلا مال شماست چون پسر خوب مامانهستی ...
2 آبان 1390

تقدیم به پسر نازم

س لام پسر نازنازی مامان Filesize=254KB Dimensions=1600x1200 Date added=Oct 07, 2010" src="http://pichak.net/gallery/albums/userpics/10001/thumb_00033.jpg" alt="00033.jpg" width="160" height="120" border="0" /> این گلا مال شماست چون پسر خوب مامانهستی ...
2 آبان 1390

آخرین چکاپ ها

سلام پسرم خوبی مامان ، دیگه وارد آبان شدیم مامانی . شمارش معکوس شروع شده عزیزم ، دارم لحظه شماری می کنم . فردا باید برم مطب دکتر مسچی ساعت 7 عصر با بابا فرشاد ، نوبت چکاپمه . فردا دوباره صدای قلب کوچولوتو می شنوم مامانی ، انقدر دوست دارم صدای قلب نازتو .  مامانی فردا می خوام تکلیفمو روشن کنم و با دکتر صحبت نهایی روبکنم . آخه تکلیف نوع زایمانو روشن نمی کنه ، البته برام فرقی نمی کنه ، از هیچ کدومش نمیترسم می گم هر چی قسمت باشه و هر نوعی که خدا خودش صلاحت دونست و تو سالم تر به آغوشمون می رسی انجام بشه . از اول هم حساس نبودم ، ترجیح می دادم طبیعی باشه تا هر وقت که خودت دوست داری بیای . ولی باید بدونم که نظ...
1 آبان 1390

آخرین چکاپ ها

سلام پسرم خوبی مامان ، دیگه وارد آبان شدیم مامانی .شمارش معکوس شروع شده عزیزم ، دارملحظه شماری می کنم.فردا باید برم مطب دکتر مسچی ساعت 7 عصر با بابا فرشاد، نوبت چکاپمه . فردا دوباره صدای قلب کوچولوتو می شنوم مامانی ، انقدر دوست دارم صدای قلب نازتو . مامانی فردا می خوام تکلیفمو روشن کنم و با دکتر صحبت نهایی روبکنم . آخه تکلیف نوع زایمانو روشن نمی کنه ، البته برام فرقی نمی کنه ، از هیچ کدومش نمیترسم می گم هر چی قسمت باشه و هر نوعی که خدا خودش صلاحت دونست و تو سالم تر به آغوشمون می رسی انجام بشه . از اول هم حساس نبودم ، ترجیح می دادم طبیعی باشه تا هر وقت که خودت دوست داری بیای . ولی باید بدونم که نظر دکتر چیه ؟ ...
1 آبان 1390

آخرین چکاپ ها

سلام پسرم خوبی مامان ، دیگه وارد آبان شدیم مامانی .شمارش معکوس شروع شده عزیزم ، دارملحظه شماری می کنم.فردا باید برم مطب دکتر مسچی ساعت 7 عصر با بابا فرشاد، نوبت چکاپمه . فردا دوباره صدای قلب کوچولوتو می شنوم مامانی ، انقدر دوست دارم صدای قلب نازتو . مامانی فردا می خوام تکلیفمو روشن کنم و با دکتر صحبت نهایی روبکنم . آخه تکلیف نوع زایمانو روشن نمی کنه ، البته برام فرقی نمی کنه ، از هیچ کدومش نمیترسم می گم هر چی قسمت باشه و هر نوعی که خدا خودش صلاحت دونست و تو سالم تر به آغوشمون می رسی انجام بشه . از اول هم حساس نبودم ، ترجیح می دادم طبیعی باشه تا هر وقت که خودت دوست داری بیای . ولی باید بدونم که نظر دکتر چیه ؟ ...
1 آبان 1390

نی نی جونم

سلام پسرم ، خوبی مامانی ؟ دلم برات یه ذره شده عزیزم . مامانی پس کی میای ؟ راستشو بخوای زیادم دوس ندارم که بیای ، چرا ؟ آخه دوس دارم همش پیش خودم باشی ، با هم بریم اینور اونور ، خودم مواظبت باشم تا هیچ کس اذیتت نکنه . ولی دوس دارم ببینمت ، ببینم چه شکلی هستی ؟ می خوام ببینم شیطونی که از صبح تا شب وول می خوره و شیطونی می کنه و نیومده نصفه شب از تکوناش بیدار می شم ، پسرم ، پسر نازم ، چه شکلیه ؟ دوست دارم عزیزم . ...
30 مهر 1390

نی نی جونم

سلام پسرم ، خوبی مامانی ؟ دلم برات یه ذره شده عزیزم . مامانی پس کی میای ؟ راستشو بخوای زیادم دوس ندارم که بیای ، چرا ؟ آخه دوس دارم همش پیش خودم باشی ، با هم بریم اینور اونور ، خودم مواظبت باشم تا هیچ کس اذیتت نکنه . ولی دوس دارم ببینمت ، ببینم چه شکلی هستی ؟ می خوام ببینم شیطونی که از صبح تا شب وول می خوره و شیطونی می کنه و نیومده نصفه شب از تکوناش بیدار می شم ، پسرم ، پسر نازم ، چه شکلیه؟ دوست دارم عزیزم . ...
30 مهر 1390