رادمهررادمهر، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره

رادمهر رنجبران

يازده سالگي ات پر بار و پر از موفقيت 😘

وسایلی که برای بیمارستان آماده کردم پسرم

این لباسای سایز صفر شماست که برای بیمارستان گرفتم تا بپوشی و خوشگل بشی این یه پتو دور پیچ خیلی نرمه که شما گرم بمونی این ساک لوازمته که همه لباس ها و وسایلتوگذاشتم این دو جفت جوراب رو هم گذاشتم تا پاهایکوچولوت یخ نکنه این سرهمی رو هم گذاشتم تا روی لباسهات بپوشی و سردت نشه آخه آبان ماه فکر کنم سرد باشه به جز اینا یه سری پوشک ، کیسه ، دستمال مرطوب ، شیشه ، پستونک ، یه حوله ، زیرانداز تعویض هم گذاشتم و در ساکتو بستم . دیگه باید آماده باشم مامانی. ...
5 آبان 1390

برمی گردم

پسر نازم فعلاً همینا باشه ، آخه دیگه خسته شدم . بعداً میام از بقیه وسایلت و اتاقت هم عکس برات می زارم تا وقتی بزرگ شدی کلی کیف کنی آخه یادگاری جالبیه ، زمون ماها که وبلاگی نبود و حتی شاید کامپیوتری ....... بخاطر همین یادگاری از بچه گی هامون نداریم ، هیچ سند و مدرکی ، هیچی هیچی بجز چند تا عکس......   راستی بابایی زیاد دوست نداره که برات خرید کنیم ،می دونی نظرش در مورد خرید برای تو چیه ؟ بابایی میگه : بذار پسری بیاد بزرگ بشه با هم میریم بیرون خودش انتخاب کنه ، چیزی رو که خودش انتخاب کنه یه مزه دیگه داره تا از اول یه سری وسایل و اسباب بازی رو تو اتاقش ببینه و بهشون عادت کنه و براش همه چی عادی باشه . یه سری چیزارو هم باید با سختی...
5 آبان 1390

برمی گردم

پسر نازم فعلاً همینا باشه ، آخه دیگه خسته شدم . بعداً میام از بقیه وسایلت و اتاقت هم عکس برات می زارم تا وقتی بزرگ شدی کلی کیف کنی آخه یادگاری جالبیه ، زمون ماها که وبلاگی نبود و حتی شاید کامپیوتری ....... بخاطر همین یادگاری از بچه گی هامون نداریم ، هیچ سند و مدرکی، هیچی هیچی بجز چند تا عکس...... راستی بابایی زیاد دوست نداره که برات خرید کنیم ،می دونی نظرش در مورد خرید برای تو چیه ؟ بابایی میگه : بذار پسری بیاد بزرگ بشه با هم میریم بیرون خودش انتخاب کنه ، چیزی رو که خودش انتخاب کنه یه مزه دیگه داره تا از اول یه سری وسایل و اسباب بازی رو تو اتاقش ببینه و بهشون عادت کنه و براش همه چی عادی باشه . یه سری چیزارو هم باید با سختی بدست بیاره...
5 آبان 1390

برمی گردم

پسر نازم فعلاً همینا باشه ، آخه دیگه خسته شدم . بعداً میام از بقیه وسایلت و اتاقت هم عکس برات می زارم تا وقتی بزرگ شدی کلی کیف کنی آخه یادگاری جالبیه ، زمون ماها که وبلاگی نبود و حتی شاید کامپیوتری ....... بخاطر همین یادگاری از بچه گی هامون نداریم ، هیچ سند و مدرکی، هیچی هیچی بجز چند تا عکس...... راستی بابایی زیاد دوست نداره که برات خرید کنیم ،می دونی نظرش در مورد خرید برای تو چیه ؟ بابایی میگه : بذار پسری بیاد بزرگ بشه با هم میریم بیرون خودش انتخاب کنه ، چیزی رو که خودش انتخاب کنه یه مزه دیگه داره تا از اول یه سری وسایل و اسباب بازی رو تو اتاقش ببینه و بهشون عادت کنه و براش همه چی عادی باشه . یه سری چیزارو هم باید با سختی بدست بیاره...
5 آبان 1390